تبليغاتX
آشیانه

آشیانه

 حقيقت و عشق تنها مفاهيمي هستن که ارزش زندگي کردن براي آنها وصد البته ارزش مردن براي آنها وجود دارد .

  

گفتی دور منو خط بکش ، کشیدم حالا تو در محاصره ی منی .

 

هنر شمشير اينه كه يكي رو دو تا مي كنه،بنازم هنر عشقو كه دو تا رو یکی می کنه.

 

بهتره دیگران از ما به خاطر اونچه که هستیم متنفر باشند تا اینکه مارو به خاطر اونچه که نیستیم دوست داشته باشن.

 

يكي از مهمترين مهارتهاي آرام بودن در زندگي كوچك شمردن مسائل است.

 

دفترچه قسط هايم را ورق مي زنم تا آخر عمر بدهکار رحمتت هستم خداي مهربان.

 

زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگير.

 

 

می خوام برات یه سبد گل بفرستم ..........نه... نه پشیمون شدم .........برات یه آینه می فرستم تا یک دنیا گل رو توی اون ببینی .

 

 ش

چه کسی میداند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟ چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟ پیله ات را بگشا، تو به اندازه ی یک دنیایی

 

 

فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست... اما حیف این تازه اول یک زندگیست... زندگی چیزیست شبیه یک حباب.. عشق آبادیه زیبایی در سراب... فاصله با آرزو های ما چه کرد... کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد

 

صبر کن گریه زمین گیر شود بعد برو یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو تواگر کوچ کنی بغض دلم میشکند صبر کن عشق به زنجیر شود بعد برو

 

 

 همه ي پسرا دوست دارند يه دختر گيرشون بياد که مثل اسب نجيب باشه مثل سگ وفادار باشه ومثل گوسفند سر به زير باشه اما بيشتر پسرا به آرزوشون مي رسن و دختري گيرشون مياد که مثل اسب جفتک ميندازه مثل سگ پاچه مي گيره ومثل گوسفند نمي فهمه

 

 

 

ماهی شده بود باورش , تور اگه بندازن سرش , میشه عروس ماهیا , شاه ماهی میشه همسرش , ماهیه باورش نبود , تور اگه بندازن سرش , نگاه گرم ماهیگیر میشه نگاه آخرش

 

 

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند

 

 

سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند: زمان، کلمات و موقعيت ها. سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند: آرامش، اميد و صداقت. سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند: رؤيا ها ، موفقيت و شانس سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان

 

 

 

فريدريش نيچه : "آشفتگي من از اين نيست که تو به من دروغ گفته اي، از اين آشفته ام که ديگر نميتوانم تو را باور کنم

 

 

رو سنگ قبرم بنویس اینجا مجال گریه نیست ... هرکی می خواست گریه کنه بهش بگو اون دیگه نیست

 

 

 

مورد بيهوده ترين احساسات، غصه خوردن براي اتفاقي است که افتاده و نگراني براي چيزي است که احتمال دارد و در آينده روي دهد

 

 

 

عاشقی؟؟؟پس گوش کن! این رو بدون که یه عاشق هیچ موقع آبرو نداره - بدون عاشق به امید عشقش زنده س - بدون یه عاشق، عاشق کشی بلد نیست - بدون یه عاشق هرگز دروغ نمیگه مخصوصا به عشقش - بدون اگه دروغی به کسی گفتی یعنی اونو کشتی - اگه عشقت رو دوست داری هرگز بهش قول نده - خجالت و غرور رو بزار کنار اگه دوسش داری بهش بگو، به ساده ترین شکلی که بلدی یا میدونی که میفهمه بگو عزیزم دوست دارم، گرچه هیچ موقه نمیتوان ارزش این کلمه را به کسی منتقل کرد.

 

 

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن.

 

 

وفاي بي وفايان كرده پيرم برم يار وفا داري بگيرم، اگر يار وفاداري نديدم، سر قبر وفاداري بميرم با وفا دوستت دارم.

 

 

 

 از گابريل گارسيا ماركز مي پرسند اگه بخواي يه كتاب صد صفحه اي در مورد اميد بنويسي، چي مي نويسي؟ ميگه 99 صفحه رو خالي مي ذارم. صفحه ي آخر سطر آخر مي نويسم اميد آخرين چيزي است كه مي ميرد.

 

 

گیرم که با سکوت بیکرانه ات،تردم کنی ! با سرخی چشم هایم چه میکنی؟ گیرم که بشکنی،فریاد زنی ! با لبخند خشکیده بر لبانم چه میکنی؟ گیرم که نخندی،سکوت کنی ! با حرارت تشنگی گوشهایم چه میکنی؟ گیرم که دور شوی ! با قلبی که در ورایت سکنی گزیده چه

 

قانون معرفت ميگه : باهام باشي باهاتم ... ديوونه بشي ديوونه ميشم مريض بشي مريض ميشم ..بميري ميميرم... تنهام بذاري ... منتظرت ميمونم.

 

 

 

در راه رسيدن به اوج با مردم مهربان باش چرا که هنگام سقوط با همان مردم روبرو خواهي شد.

 

 

چه کسی میداند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی؟ چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟ پیله ات را بگشا، تو به اندازه ی یک دنیایی.

 

 

عشق بی ایمان تا هنگامی هست که معشوق نیستاین عشق با وصال پایان میگیردو آن عشق با وصال آغاز و چون هست شد نیست میگردد.

 

میدونی آدما بین الف تا ی قرار دارند. بعضی ها مثل " ب " برات میمیرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت میشوند، مثل " م " منتظر می مونند تا یه روز مثل " ی " یارت بشن.

 

 

خدا براي شنيدن صداي تو به فرياد تو احتياج ندارد ولي تو، براي شنيدن صداي خدا به سكوت احتياج داري ... سکوت کن.

 

 

مهم نيست در عشق به وصال برسي, مهم اين است که لياقت تجربه کردن يک عشق پاک را داشته باشي.

 

 

     تلخی اشکی که دست یک دوست  آن را پاک نکند، از بین رفتنی نیست.

 

 

چقدر تلخ است این که باغبان باشی این که گلت را با هزار امید و آرزوپرورانده باشیو تنهاپرپر شدن گلت را به نظاره بنشینیو چاره ای جز افسوس و آه برای تو نمانده باشد !

 

ماهی شده بود باورش تور اگه بندازن سرشعروس ماهیا می شهشاه ماهی شوهرش می شه ماهیه باورش نبودتور اگه بندازن سرش نگاه سرد ماهیگیرمی شه نگاه آخرش.

 

 مي دوني بيهترين دوست تو کيه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کسي که اولين اشک تو را ببينه دوميش را پاک کنه سوميش را تبديل به خنده کند.

 

هیچ وقت به کسی نگو ما به درد هم نمی خوریم شاید اون به درد تو نخوره ، ولی ممکنه تو دوای همه درد های اون باشی....

 

. من نمیگویم هرگز نباید در نگاه اول عاشق شد اما اعتقاد دارم باید برای بار دوم هم نگاه کرد.

 

 

   خشکیده لبانم اما نه برای جرعه ای آبنه برای سخنی از دلنه برای لبان تونه برای بوسیدن مقدسات!نه از باد و سوز زمستانیلبانم خشکیده تنها برای فریادیکه خویش خفته در خویش را به خویش بازگرداند.

 

 

در آسمان ها پرندگان با هم پرواز می کنند.در دشت ها گرگ ها با هم زندگی می کنند.ولی افسوس ما انسان ها هر سال با هم بیگانه تر می شویم.

 

متولّد شدم در شعري که عطر عبور تو در آن جاري است و اثر انگشت مرا دارد.

 

شیرینی یکبار پیروزی به تلخی صد بار شکست می‌ارزد – سقراط

 

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: يادت بخير

 

    حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در آن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بست.

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 1:14 توسط سارا |


اگر يک روز ديدی خيلی خيلی تنها شدی ، تا هيچ كس نيست دست كن توی دماغت و حالشو ببر !

 

میدونی نبات کیلو چنده ؟ نمیدونی ؟ نقل چه طور ؟ اونم نمیدونی ؟

پس قدیمیا درست گفتند : خر چه داند قیمت نقل و نبات !

 

پسری بودم که اسم نداشت ، با دختری آشنا شدم که وجود نداشت ، به شهری رفتيم که آدم نداشت ، به رستوراني رفتيم که غذا نداشت ، با قاشق چنگا لی غذا خورديم که دسته نداشت ، اون غذا اصلا مزه نداشت ، ولی سر کارگذاشتن تو خيلی مزه داشت !

 

سلام عزیزم ! میدونی چه بلایی سرم اومده ؟ پلیس منو به جرم " زشت ترین شهروند ایرانی " گرفته ! جون هرکسی دوست داری بیا بهشون نشون بده دارند اشتباه می کنند !

  

در چشم هایت نگاه کردم تمام زیبایی های آفرینش را دیدم ، خودتو نگیر تو چشات خودمو دیدم !

 

( اس ام اس شبانه )

بانک ملی شما را به ادامه ی خوابتان دعوت مینماید !

 

دیروز کلی انتظار کشیدم نیومدی ، امروز التماس کردم باز نیومدی ، میترسم فردا چشمام پر از اشک کنی و باز نیایی .... چه بد دردیه ای یبوست ! 

 

تو جیغ زدی ، ویغ زدی ، جادو بودی ، دود شدی ، بالا رفتی ، تار شدی ، پایین اومدی ، پود شدی ، پیر شدی ، گریه شدی ، جوون شدی ، خنده شدی ، خان شدی ، بنده شدی ، خروس سرکنده شدی ، میوه شدی ، هسته شدی ، امید شدی ، یاس شدی ، ستاره نحس شدی . . . خلاصه آدم نشدی !

 

از بینی ام تا دست من راهی به جز انگشت نیست

دلخوش به دستمالم نکن هیچ چی مث انگشت نیست.

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 1:11 توسط سارا |


پليس جلو يه تركه رو می گيره ميگه كارت ماشين ، گواهی نامه ، بيمه . تركه می گه چه كار كنم ؟ جمله بسازم ؟!  

به ترکه میگن شما ترکی ؟ میگه : نه به خدا ، بیا بگرد !

به ترکه میگن : اگه تو دريا یه کوسه ماهی بزاره دنبالت چه کار می کنی ؟ میگه : میرم بالای درخت ! میگن : آخه اونجا که درخت نيست . داد ميزنه ميگه : مجبورم . . . می فهمی ؟ مجبورم !

به ترکه ميگن ميای بريم هفته دفاع مقدس ؟ ميگه نه شما برين من برا چهلمش ميام ! 

من سر راه تو دامي از عشق پهن کردم ولي تو به سرعت از کنار آن رد شدي و گفتي ميگ ميگ

 ترکه ميگن چرا تو هر وقت ميری دستشویی در رو نمی بندی؟ ميگه : نه بابا ، می خوای من در رو ببندم که تو بيای از سوراخ کليد نگام کنی !

 دوست دارم توچی؟خیلی میخوامت توچی؟دوریت اذیتم میکنه توچی؟بی تو میمیرم توچی؟ . . . . . من الکی گفتم توچی؟

رشتیه داشت زنشو حسابی کتک میزد بهش میگن چرا میزنیش میگه نمیدونم اگه میدونستم که میکشتمش

 لره زنگ میزنه خونه دوست دخترش میگه:امشب حتما"بیا خونمون هیچکس نیست.دختره با هزار امید وآرزو میره زنگ خونه لره رو میزنه؛میبینه هیچکس نیست.

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 1:9 توسط سارا |


X

سلام من سارا متولد سال 5/9/1369 از بوشهر atash_bas.2000


Home
Email
.:Bahar 20:.

Archives

مهر 1387





قالب های فوق جدید
LinkDump

طـــراح قـــالــب
آرشیو پیوندهای روزانه



Amar


تعداد بازديدها: